صفحه اصلی
گزارشی از پیش نشست کنگره ملی سیاست خارجی در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
  • 30 بازدید

دومین پیش نشست گنگره ملی سیاست خارجی در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد

دومین پیش نشست «کنگره ی ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی» با عنوان «کنشگری در زمانه ی انتقال قدرت جهانی: ایران و قدرت های بزرگ» روز دوشنبه 15 دی ماه 1404 در دانشکده ی اقتصاد و علوم سیاسی شهید بهشتی برگزار شد.

دومین پیش‌نشست کنگره ملی سیاست خارجی و تاریخ روابط خارجی با عنوان «کنشگری در زمانه انتقال قدرت جهانی: ایران و قدرت‌های بزرگ» در دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده ی اقتصاد و علوم سیاسی و مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه و انجمن علمی دانشجویی علوم سیاسی برگزار شد.

این نشست با حضور چهار تن از اساتید و صاحب‌نظران حوزه روابط بین‌الملل برگزار گردید. در این پنل، دکتر امیرمحمد حاجی‌یوسفی، دکتر غلامعلی خوشرو، دکتر حیدرعلی مسعودی،  دکتر علیرضا نوری به بررسی ابعاد مختلف کنشگری کشورهای چین، ایالات متحده ی آمریکا، روسیه و جمهوری اسلامی ایران در بستر تحولات نظام بین‌الملل و انتقال قدرت جهانی پرداختند.

در بخش نخست نشست، دکتر غلامعلی خوشرو، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد، با رویکردی تطبیقی به بررسی مسیر تحول چین در سه مقطع تاریخی ــ دوران مائو تسه‌تونگ، دوره دنگ شیائوپینگ و چین معاصر ــ پرداخت. وی ضمن تبیین روند توسعه اقتصادی چین، به سیاست خودکفایی این کشور در برابر نوسانات اقتصاد بازار غرب و همچنین نگرش توسعه‌محور «نخست چین» در چارچوب دیدگاه‌های شی جین‌پینگ اشاره کرد؛ نگرشی که توسعه اقتصادی را نه در تقابل، بلکه در تعامل و همکاری با نظام اقتصادی جهانی دنبال می‌کند.

دکتر خوشرو در ادامه، خیزش چین از یک قدرت نوظهور به ابرقدرت جهانی را در پرتو دو پارادایم کلیدی «توسعه در اولویت» و «امنیت و همکاری در پسِ توسعه» مورد تحلیل قرار داد. به گفته وی، این رویکرد توسعه‌محور و فراگیر، زمینه‌ساز شکل‌گیری ابتکار «کمربند–جاده» شده است؛ ابتکاری که مسیرهای جریان کالا، سرمایه و فناوری را از شرق به غرب بازتعریف کرده است.

وی همچنین به چهار ابتکار محوری شی جین‌پینگ در دوران انتقال قدرت جهانی، شامل صلح جهانی، توسعه جهانی، امنیت جهانی و حکمرانی جهانی اشاره کرد و این ابتکارات را در چارچوب راهبرد کلان چین برای ایفای نقش فعال‌تر در نظام بین‌الملل تبیین نمود.

در بخش پایانی سخنان خود، دکتر خوشرو در ارزیابی روابط ایران و چین، به عدم بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت‌های قرارداد ۲۵ ساله میان دو کشور اشاره کرد و موانع داخلی و خارجی را از جمله عوامل اصلی محدودکننده تحقق دستاوردهای این همکاری برشمرد.

دکتر حیدرعلی مسعودی در سخنرانی خود با عنوان «مدیریت منازعه با آمریکا: از گذشته تا آینده» به تحلیل راهبردی مناسبات ایران و ایالات متحده پرداخت. وی با مرور تجربه‌های گذشته، به‌ویژه پرونده برجام، و بررسی وضعیت کنونی در چارچوب مثلث ژئوپلیتیکی جدید، چشم‌اندازهای پیش‌روی روابط دو کشور را ترسیم کرد و سه‌راهی‌های آینده و نقشه راه پیشنهادی برای مدیریت منازعه را مورد بحث قرار داد.

دکتر مسعودی در تبیین درس‌های برجام و تجربه اجماع‌شکنی در واشنگتن، بر ضرورت برخورداری از ظرفیت دیپلماتیک لازم برای ایجاد شکاف در هیئت حاکمه آمریکا و خنثی‌سازی فشارهای لابی‌های اثرگذار تأکید کرد. وی همچنین همسویی راهبردی در داخل کشور، تعامل نزدیک دولت و رهبری در صدور مجوز مذاکرات، مفهوم «نرمش قهرمانانه» و اهمیت احترام متقابل را از مؤلفه‌های کلیدی موفقیت دیپلماسی برشمرد. در ادامه، با طرح منطق «بهترین جایگزین برای توافق مذاکره‌شده»، خاطرنشان کرد که ناامیدی ایالات متحده از گزینه‌های جایگزین نظیر اقدام نظامی، فشار حداکثری و مشروعیت‌زدایی، و در مقابل، تلاش ایران برای دور زدن تحریم‌ها، تقویت توان بازدارندگی دفاعی و توسعه برنامه هسته‌ای، می‌تواند دو طرف را به سمت دیپلماسی پایدار سوق دهد.

وی در تحلیل وضعیت کنونی، با ترسیم مثلث «ایران تضعیف‌شده، آمریکای دگرگون‌شده و اسرائیلِ امنیتی‌ساز»، به دگردیسی دینامیک منازعه و تغییر استراتژی کلان آمریکا از هژمونی جهانی به هژمونی منطقه‌ای اشاره کرد. دکتر مسعودی همچنین به تحول اولویت‌های امنیت ملی ایالات متحده، با تمرکز بر تفوق اقتصادی و نظامی در رقابت با چین و روسیه و بازتعریف تهدیدات، پرداخت و یادآور شد که در اسناد جدید سیاستی، از جمله افق ۲۰۲۵، جایگاه ایران با کاهش اولویت مواجه شده و بخشی از مسئولیت مهار آن به اسرائیل واگذار شده است.

در جمع‌بندی، وی سه سناریوی محتمل آینده را شامل درگیری مستقیم و محدود، مدیریت تنش از طریق درگیری‌های نیابتی، و دستیابی به توافق جدید در صورت ناکامی گزینه‌های جایگزین مذاکره عنوان کرد. دکتر مسعودی نقشه راه پیشنهادی برای مدیریت منازعه را مبتنی بر ایجاد ذی‌نفعان تعامل، پیگیری دیپلماسی فعال در نیویورک، تشکیل گروه اقدام آمریکا متشکل از کارشناسان معتمد تحت نظر رهبری، بهره‌گیری از دیپلماسی مسیر دوم در قالب کنفرانس‌ها و نیز تعریف مأموریت‌های ویژه برای خنثی‌سازی روند امنیتی‌سازی برنامه موشکی ایران از سوی اسرائیل دانست.

در ادامه نشست، دکتر علیرضا نوری به بررسی جایگاه و نقش روسیه در نظم در حال گذار بین‌المللی و مناسبات آن با جمهوری اسلامی ایران پرداخت. وی با تمرکز بر تحولات ساختاری نظام بین‌الملل، سیاست خارجی روسیه را در چارچوب انتقال قدرت جهانی و رقابت قدرت‌های بزرگ تحلیل کرد.

دکتر نوری با اشاره به رویکرد عمل‌گرایانه روسیه در سیاست خارجی، تأکید کرد که کنشگری مسکو بیش از آنکه مبتنی بر همسویی ایدئولوژیک باشد، تابع ملاحظات ژئوپلیتیکی، امنیتی و منافع ملی است. وی روابط ایران و روسیه را در همین چارچوب ارزیابی کرد و به فرصت‌ها و محدودیت‌های این رابطه در حوزه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی اشاره نمود.

وی همچنین به تأثیر جنگ اوکراین و تشدید تقابل روسیه با غرب بر بازتعریف نقش این کشور در نظام بین‌الملل پرداخت و خاطرنشان کرد که این تحولات، همزمان فرصت‌هایی برای تعمیق همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ایران ایجاد کرده و در عین حال، چالش‌ها و حساسیت‌های جدیدی را نیز به همراه داشته است.
در بخش پایانی، دکتر نوری با تأکید بر ضرورت واقع‌گرایی راهبردی در مواجهه با روسیه، تصریح کرد که سیاست خارجی ایران در قبال مسکو باید مبتنی بر توازن، حفظ استقلال راهبردی و پرهیز از وابستگی، در کنار بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های همکاری در شرایط انتقال قدرت جهانی، طراحی و اجرا شود.

دکتر علیرضا نوری در سخنرانی خود با تمرکز بر واقع‌گرایی عمل‌گرا به تحلیل سیاست خارجی روسیه در شرایط انتقال قدرت جهانی پرداخت. وی با بررسی سند امنیت ملی روسیه، نشان داد که راهبردهای کلان این کشور مبتنی بر اولویت‌دهی به منافع ملی، ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی و مدیریت تهدیدات در محیط پیرامونی و بین‌المللی است.

دکتر نوری با تأکید بر اینکه کنشگری روسیه بیش از هر چیز تابع منطق عمل‌گرایانه و محاسبه‌محور است، خاطرنشان کرد که روابط مسکو با شرکای خود، از جمله جمهوری اسلامی ایران، در چارچوب همین منطق تعریف می‌شود. وی در این راستا به عدم نگاه راهبردی روسیه به ایران اشاره کرد و تصریح نمود که همکاری‌های دوجانبه عمدتاً ماهیتی ابزاری و مقطعی داشته و در چارچوب موازنه‌سازی روسیه در برابر غرب قابل فهم است.
وی در جمع‌بندی، بر ضرورت اتخاذ رویکردی واقع‌بینانه و متوازن در سیاست خارجی ایران نسبت به روسیه تأکید کرد و یادآور شد که بهره‌گیری از ظرفیت‌های همکاری با مسکو باید همزمان با حفظ استقلال راهبردی صورت گیرد.
در بخش دیگری از نشست، دکتر امیرمحمد حاجی‌یوسفی به بررسی بایسته‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در جهان شبکه‌ای پرداخت. وی با اشاره به دگرگونی ساختار نظام بین‌الملل و گذار از الگوهای کلاسیک به الگوهای شبکه‌محور، تأکید کرد که سیاست خارجی کشورها در چنین فضایی مستلزم انعطاف‌پذیری، چندسطحی‌بودن و بهره‌گیری همزمان از ابزارهای رسمی و غیررسمی کنشگری است.

دکتر حاجی یوسفی ضمن تاکید بر ضرورت انسجام و اجماع در رویکرد سیاست خارجی ایران گفت: در دنیای شبکه ای باید از نگاه های دوتایی "این یا آن" مانند شرق یا غرب، و شمال یا جنوب، عبور کرد و با یک رویکرد منعطف با ملاک تامین منافع ملی به ایجاد ارتباط و ائتلاف پرداخت. وی ضمن اشاره به تقسیم بندی های جهان در حال حاضر مانند تقسیم جهان به سه بخش غرب، شرق و جنوب (رقابت شرق و غرب در جنوب جهانی)، تقسیم جهان به دو بخش غرب و شرق (باور به ظهور جنگ سرد جدید میان آمریکا و چین)، و تقسیم جهان به غرب و جنوب (در اقتصاد سیاسی بین الملل چین خود را بخشی از جنوب می داند)، گفت در دنیای شبکه ای با محوریت اقتصاد سیاسی بین الملل، جهان به دو بخش غرب (یا شمال جهانی) و جنوب جهانی تقسیم شده و بهترین سمت گیری در سیاست خارجی ایران اتخاذ رویکرد "تعامل با دنیای غرب (شمال جهانی) در چارچوب ائتلاف با جنوب جهانی" است. در این سمت گیری ایران باید از سیاست حفاظ بندی یا هجینگ بهره ببرد یعنی ضمن تلاش برای پرهیز از تقابل بیهوده با جهان غرب، با جنوب جهانی شامل روسیه، چین و هند، ائتلاف نماید و با سیاستی منعطفانه به دنبال تامین منافع ملی خود برآید.

دکتر حاجی‌یوسفی در ادامه، رویکرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را در مواجهه با رژیم اسرائیل مورد تحلیل قرار داد و خاطرنشان کرد که این رویکرد در چارچوب منطق بازدارندگی، موازنه‌سازی منطقه‌ای و مدیریت تهدیدات امنیتی قابل فهم است. وی تأکید کرد که کنشگری منطقه‌ای ایران در محیط شبکه‌ای خاورمیانه، نه صرفاً مبتنی بر تقابل مستقیم، بلکه بر ایجاد پیوندهای منطقه‌ای، تقویت ائتلاف‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت بازیگران همسو استوار است.

وی در جمع‌بندی، ضرورت بازتعریف ابزارها و اولویت‌های سیاست خارجی ایران متناسب با اقتضائات جهان شبکه‌ای را یادآور شد و بر اهمیت درک پویایی‌های منطقه‌ای و تعامل هوشمندانه با ساختارهای قدرت رسمی و غیررسمی در مدیریت چالش‌های امنیتی منطقه تأکید کرد.

در بخش پایانی نشست، دکتر سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، به مدت حدود سی دقیقه به تبیین دیدگاه‌های خود پیرامون تحولات سیاست خارجی، جایگاه ایران در نظام بین‌الملل و روندهای جاری در روابط خارجی کشور پرداخت. وی در قالب پاسخی تجمیعی به پرسش‌های حاضران و با در نظر گرفتن مختصات فکری مخاطبان نشست، به بررسی سه رخداد سیستمیک در نظام بین‌الملل کنونی پرداخت.

به گفته وی، رخداد نخست، روند بی‌حقوق بین‌المللی‌سازی نظم جهانی است؛ وضعیتی که در آن هرج‌ومرج نه‌تنها مدیریت نمی‌شود، بلکه به قاعده‌ی عملکرد برخی دولت‌های ناقض حقوق بین‌الملل تبدیل شده است. رخداد سیستمیک دوم، گذار از اروپامحوری و شکل‌گیری نظمی «بی‌غرب‌شده» در نظام بین‌الملل است؛ نظمی که به‌زعم وی، محصول شورش دنیاهای لیبرال علیه یکدیگر است. دکتر خطیب‌زاده با اشاره به سند امنیت ملی ۲۰۲۵ ایالات متحده، خاطرنشان کرد که در این چارچوب، راهبردهای نظام غرب یکپارچه در مواجهه با دو «دشمن فوری کوچک» یعنی ایران و کره شمالی و دو «دشمن بزرگ» یعنی روسیه و چین به کار گرفته می‌شود. وی ضمن احصای دو راهبرد «حفظ وضع موجود» و «تجدیدنظرطلبی» در منازعه بر سر قدرت، گرایش ایالات متحده به راهبرد تجدیدنظرطلبی را مورد توجه قرار داد؛ گرایشی که آمریکا را در برابر دوگانه ایفای نقش به‌عنوان «مهره‌ای در صفحه شطرنج» یا «کنشگری فعال» قرار می‌دهد.

رخداد سیستمیک سوم، از منظر وی، دگردیسی رابطه میان مؤلفه‌های قدرت و نظم بین‌الملل در حال صیرورت است. دکتر خطیب‌زاده پیامدهای این وضعیت را بروز گزاره‌های آزمون‌نشده، دشواری پایبندی به اصول ثابت در سیاست خارجی، ضرورت راهبردنویسی مستمر و بازتعریف مرزهای جدید در سهم‌خواهی‌های دوران گذار دانست. به گفته وی، این فرآیند هم‌زمان با تلاش برخی کنشگران برای تضعیف واحدهای ملی، از طریق مشروعیت‌زدایی از دولت‌های ملی، همراه است؛ امری که تصمیم‌گیری و انتخاب را برای کنشگرانی که خود موضوع تغییر هستند، به‌مراتب دشوارتر می‌سازد.

در مجموع، این نشست با طرح دیدگاه‌های متنوع نظری و راهبردی درباره کنشگری جمهوری اسلامی ایران در شرایط انتقال قدرت جهانی، به بررسی فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌روی سیاست خارجی کشور پرداخت. تنوع رویکردهای مطرح‌شده از سوی سخنرانان، امکان گفت‌وگوی علمی و تحلیلی درباره تحولات نظام بین‌الملل و جایگاه ایران در این تحولات را فراهم آورد و به‌عنوان یکی از پیش‌نشست‌های کنگره ملی سیاست خارجی و روابط خارجی، زمینه‌ساز تعمیق بحث‌ها و تداوم گفت‌وگوهای تخصصی در این حوزه ارزیابی می‌شود.

تهیه و تنظیم: المیرا حاج محمدی دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی

افزودن نظرات